امروز داشتم فکر میکردم که من بداخلاق و جدی یا آدم گریز نیستم؛ بلکه ترسوام.
من از طرد شدنِ دوباره میترسم
حتی وقتی یکی بهم محبت میکنه
یا میخواد بغلم کنه احساس اضطراب میگیرم.
وقتی همه چی با یکی خیلی خوبه میترسم.
یا یکی از دوستام صحبت میکردم، گفت عسل نمیخوره چون به نظرش ظلم در حق زنبوراس، چون خیلی تلاش میکنن برای درست کردنش و این باعث میشه لاغر و ضعیف بشن، تقریبا متقاعد شدم منم دیگه عسل نخورم تا کمی از ظلمی که بهشون میشه کم بشه.
گفتم به شمام بگم شاید یکی دیگه عین من اسکل پیدا شه و نخواد عسل بخوره.
یکی از فامیلا اومده به بابام گفته میشه دو میلیارد بهمون قرض بدی؟ بابامم گفته باعث افتخارمه که فکر کردی دو میلیارد دارم=))))))))
مشتری داماد داشتم، سر فاکتور میگم ناقابله ۱۶ میلیون و ۵۰۰.
پدر عروس میگه ۱۰ میلیون بکش خدا برکت.
گفتم نمیشه اینقد تخفیف.
میگه ما سخت نگرفتیم به داماد شماهم کمک کنین جوونان برن سر زندگیشون.
داماد خیلی آروم گفت: بله از ۳۰۰ تا سکه به ۱۱۴ تا رضایت دادن آسون گرفتن خیلی.
باز دعوا شد.
صبح بخیر به تویی که به خاطر نشدن های مکرر اونقدر آرزوهات رو عوض کردی و سطح خواستههات رو اوردی پایین که الان حتی یادت نمیاد از اول دلت چی میخواست؟ اصلا کی بودی؟ دوست داشتی به کجا برسی؟…
ببینید اگه کسی از دست شما ناراحته خودش باید پاشه بیاد و بگه وظیفه شما نیست ذهنش رو بخونید
+ اگه نمی تونه مثل یه آدم بالغ رفتار کنه؟ اصرارت برای چیه
دوستان صمیمی توجه داشته باشید:
عصر حجر!!
عصر ارتباطات!!
عصر اطلاعات!!
عصر فن آوری!!
عصر تکنولوژی!!
عصر دیجیتال!!!
همه اینا ثابت میکنه که پیشرفت بشر همیشه در عصر اتفاق میفته و از صبح زود بیدار شدن هیچکس به جایی نمیرسه!!!
پس تا لنگ ظهر بخوابید!
آدما چهرهی خودشونو میشناسن و از تو به عنوان یه عکاس انتظار دارن بتونی اون بهترین حالت صورتشونو تشخیص بدی و اونو ثبت کنی. وقتی تشخیص نمیدی این جمله رو میشنوی که خیلیم درسته.
پسرک اومد گفت یه جت شخصی پیدا کردم تو اینترنت برا فروش فقط دو میلیون پوند. بعد هی به من نگاه کرد. من هی نگاش کردم. بعد دیدم خیلی منتظره گفتم هواپیماهای شخصی برای محیط زیست خوب نیستن، الان هم جای پارک براش نداریم. گفت باشه.
بعضی از سختی های سن ۲۵ الی ۳۵ سالگی
_دیدن پیر شدن خانواده
_کم شدن دایره دوستات
_استرس شغلی و ترس از موفق نشدن
_فکر این که دیگه برای هر چیزی دیر کردی