eitaa logo
- Atomospher -
42.3هزار دنبال‌کننده
14.8هزار عکس
617 ویدیو
2 فایل
●《 بهِ‌نامِ‌خدایی‌که‌خنده‌‌هاتو‌آفرید 》● __ اتمسفر،شاید دلیلی برای خنده هات💞 ●《 رزور تبلیغات : @tablighatsefid 》● ●《 ارتباط با ما : @s_nikfr 》●
مشاهده در ایتا
دانلود
بچه که بودم مریض که میشدم پدرم من رو‌ میبرد بیمارستان، روی تخت می‌خوابوند و می‌رفت پی کارهای درمانم. امروز بردمش توی همون بیمارستان، توی همون بخش و روی یکی از همون تختها خوابوندمش و رفتم دنبال پروسه درمانش. حس غریبی بود اینکه گذر عمر مجبورت می‌کنه زمین خوردن قهرمانای زندگیت رو ببینی
یه نفر پیام داد تو تلگرام. گفتم شما؟ گفت خاله مهسام. تو گروه من عضو می‌شی؟ گفتم کدوم خاله؟ چه گروهی؟ گفت خاله‌ها چیکار می‌کنن؟ گفتم خاله‌ی من که معلم شیمیه. یه خاله‌ی دیگه هم داشتم مرد. گفت خدا بیامرزه. گفتم خدا همه‌ی رفتگان رو رحمت کنه. بعد دیدم بلاک شدم.
اورثینک بالفعل فقط بابام امروز صبح سر صبحونه گفت آره دو روز دیگه شوهر میکنی زنگت میزنیم میگیم بیاید اینجا دورهم باشیم میگی نه بابا امروز کار دارم. بعدم اخم کرد چاییشو برداشت رفت تو سالن یهو بلند گفت: اینم از بچه بزرگ کردنمون :))))))
برای من کلمه ی “مامان” اینجوریه؛ مامانم گفت، مامانم اومده، با مامانم رفتیم بیرون، مامانم زنگ زد، مامانم برای خریده مامانم مامان❤️‍🩹
امان از دست زبان فارسی 🤍●@Atomospher
داشتم قربون صدقه گل ارکیده‌م که بعد از دوسال داره گل میده میرفتم. پسرم هم کنارم بود، دخترم دویید اومد نگاهم کرد لبخند زد، گفتم چیه؟ گفت هیچی فکر کردم داری قربون داداش میری، گفتم قربون منم بری:))))) خیلی حسوده به قرآن:))
‏خانمی، مدتی با آقایی نامزد بود، بعد به دلایلی به هم خورد. خانم برای من می‌گفت: اصلا رفتار با زن بلد نبود، اداب معاشرت نمی‌فهمید، در ماشین رو برام باز نمی‌کرد، جوجه کباب‌ها رو برام نصف نمی‌کرد.... گفتم چرا، باید نصف می‌کرد؟ گفت: سفته خب. گفتم: آها.
یه مام واسه تولد بابام خریدم، از صبح هر ده دقیقه یه بار زیربغلشو میاره سمت بینیم میگه بوش عالیه. میگم باز خدارو شکر جوراب نخریدم:))
همسرم سرکار میبینه غذایی که براش گذاشتم با همکارش یکیه اشتراکی میخورن و خونه اومدنی گفت طعم نهار همکارم خیلی خوشمزه‌تر بود، گفتم رسپی رو بپرسه دودل بود چطوری رسپی رو از همکارش بگیره که... همکارش زنگ زد با شرمندگی رسپی غذای منو خواست😂😂😂
😂😂😂😂😂😂😂😂 🤍@Atomospher
ولی شیرین‌تر از پسر بچه ای که تازه کلاس رزمی ثبت نام کرده نیست وسط مهمونی، یهو یکی میپره رو هوا میگه «قوداااااا آ » :))))
پذیرشمون گفت خانم دکتر چرا هر روز موهای سفیدت بیشتر می‌شه. بعد تو خیابون یه دختر رندوم بهم گفت: خانوم چقدر شما خوشگل و خوش لباسید. من خودم هم موهای سفیدمو میبینم هم میدونم به اندازه‌ای که اون دختر گفت زیبا نیستم. چی میشه که بعضیا انقدر راحت با حرفاشون اذیتت میکنن وبعضیا روزتو می‌سازن؟