دلتنگ آدمهایی که زخم زدن نشید. دلتنگ خیانتکارا، دروغگوها، اونایی که شما رو کوچیک کردن یا ارزش شما رو ندیدن نشید. دلتنگی گنجیه، حروم آدمای اشتباهش نکنید. بذارید آدمای درست تو زندگیتون از این گنج سهم ببرن.
صدای مامانم از تو هال اومد یهو رندوم به بابام گفت پولدار نشدیم علی؟ بابام گفت نه هفتهی دیگه.
یه لحظهای تو خواب هست که بچهم دستشو میذاره رو کمر یا صورتم، میگه مامان هست. بعد پشتشو میکنه بهم دوباره میخوابه 😭💔
+معلومه که مامان هست عزیزدلم، همیشه هست.
شبیه کسانی که در نهضت سواد اموزی درس میخونن دوتا کلمه میخونم عینکمو در میارم پتو رو میکشم رو سرم میخوابم.
تنها مزیت دفترچه خاطرات اینه که هر دروغی دلت میخواد با تاریخ توش مینویسی و چندین سال بعد که پیر شدی و آلزایمر گرفتی، میشینی میخونیشون و مطمئنی که اتفاق افتادن.
به طور مثال من توی دفترچه خاطراتم بارها بهش رسیدم.
الان دیگه فقط منتظرم که پیر بشم و فراموشی بگیرم.
بچهی همسایه وسایلشو از توی کیف کولیش در آورد و توی کیفشو پر از برف کرد و رفت خونه. دوست دارم قیافهی مامانشو بعد مواجهه با این صحنه ببینم :)))
شروع میکنی به درس خوندن یهو به خودت میای می بینی داری موخوره هاتو قیچی میکنی.
مامانم الان ۱۱ تا لیوان:))))))))))))))از اتاقم برد بیرون:))))))))))))))))))))یه دونه دیگه کم داشتم:)))))))))))))))))دو دست کامل شه:)))))))))))))
زمان دانشجویی ما ۹۰ درصد دختر پسرا به بهانه اعتکاف سه روز خونه هم بودن یا سفر بودن و...
جواب هیچ پدر مادری رو هم نمیدادن. چون در حال عبادت بودن
رفتم خونهی مامانبزرگ سر سفره یهو یاد بابابزرگ خدابیامرزم افتادم گفتم چقدر جاش سر سفره خالیه،
مامان بزرگم نگام کرد گفت اوه اوه راست میگی
ترشی یادم رفت، پاشو از انباری بیار