نمیدونم دقت کردید یا نه ولی کمتر چشم رنگیای با عقل سالم تو ایران پیدا میشه.
زندگی تغییر میکنه، ممکنه عشقت رو از دست بدی، بعضی از دوستات رو از دست میدی، قسمتهایی از خودت رو که هرگز فکرش رو نمیکردی از دست میدی و بعد بدون اینکه متوجه بشی این قسمتها برمیگردن، دوباره عاشق میشی، دوستهای بهتری پیدا میکنی، روزای بهتر میرسن، دوباره میخندی.
بعضی اوقات حس میکنم هدف داشتن در زندگی هم زیادی متعالی شده. یعنی چه میدونم؟ شاید من فقط بخوام پنجره آشپزخونهم رو به درختهای سرو باز بشه. زیر بارون بوسیده بشم. روی میز اتاقم پر از کتاب و نامههای تو باشه. و شاید مثل هاول از قلب نحیفی که دارم محافظت کنم و نذارم که بشکنه.
میگم پسرم میشه عینکمو از رو میز بیاری؟ میگه هرکس باید کاراشو خودش انجام بده، خودت دیشب گفتی.
چه گها میخورم من.
این قضیه که میگن پول خوشبختی نمیاره رو پولدارا درست کردن که تو ترافیک زیاد اذیتشون نکنیم بهشون گل بفروشیم.
امروز رفته بودم بانک ضامن شوهر خانمی بشم که خونمون کار می کرد
می خواستم امضا بزنم خودکار نبود
شوهره برگشت گفت شما چه جور مهندسی هستی که خودکار ندارین؟؟
پررویی و وقاحت بعضی آدما شگفت آوره
پسرا میتونن یه دختر سالم و بی نقص رو تبدیل به یه دیوانه فاقد سلامت روانی کنن.
وقتی آدمهای اشتباه زندگیت رو حذف میکنی، تازه میفهمی چقدر کافیای، چقدر با خودت آرامش داری، تازه میفهمی هیچوقت هیچ چیز به هیچکس بدهکار نبودی و نیستی جز خودت.
امروز هیچی نمیتونه ناراحتم کنه فروشگاه بودم یه دختره بچه کوچولو اشتباهی دستمو گرفت گفت بابا😭😭😭💔💔
مامانم در حال ارسال ریلزهای پزشکی، آشپزی، روانشناسی و اخبار منطقه برا من:
🤍●@Atomospher