مامانم در حال ارسال ریلزهای پزشکی، آشپزی، روانشناسی و اخبار منطقه برا من:
🤍●@Atomospher
یه بار دیگه باید بگم که شما منتظرین محبوبتون براتون گل نرگس بیاره،ما تو حیاطمون نرگس داریم.
ما مث هم نیستیم(:
🤍●@Atomospher
بچم به محسن نامجو ميگه محسن ناجور :))))))))))))))))
و یه ذره که فکر کردم دیدم اسم درستش همین محسن ناجوره و ما تاحالا اشتباه میگفتیم
من که از بچگی آرزوم بود یه روزی پدر شم الان چند وقتیه دیگه خیلی جدی قیدش رو زدم و پذیرفتم که باید این آرزو رو با خود به گور ببرم
حس میکنم خیلی از دهه شصت و هفتادیا که همیشه دوست داشتند روزی پدر/مادر شدن رو تجربه کنند یه جا میفهمند که این کار فعلا دیگه عملی نیست و برای من اونجا سال 1403 بود
یکی از جاهایی که رزومه داده بودم زنگ زد
حقوق پیشنهادیش ۱۶ تومن از الانم بیشتر
با همین شرایط سرویس و اینا
خدا شاهده صدام میلرزید وقتی داشتم میگفتم میام مصاحبه:)))))
دوستم مُرد. در ۳۸ سالگی. در اثر سرطانی پیشرفته. خیلی درد کشید و در صلح و آرامش رفت.
زندگی رو پاس داشت. میگفت باید زمینی سوخته تحویل مرگ بدیم.
پاس زندگی رو بدارید. زندگی تنها فرصت ماست.
اگه قرار باشه آدمایی که کلی کار خوب کردن رو به خاطر یک کار اشتباه کنار بذاریم، به مرور زمان هیچکسی برامون باقی نمیمونه.
دلتنگی هم چیز عجیبه ها.
میری تو صفحه چتش کلی تایپ میکنی بعد یهو با خودت میگی خب که چی ؟ اگه اینارو بهش بگی چی بینتون عوض میشه ؟
و هرچی نوشتی رو پاک میکنی و گوشی رو میذاری کنار .
با دوستم مجردی رفتیم کیش. آخرای سفر پشت تلفن با شوهرش دعواش شد و به شوهرش گفت من ازت جدا میشم.
بهش گفتم حالا صبر کن برسیم تهران تصمیم بگیر.
گفت: معلومه که تصمیم میگیرم! فکر کردی من مثل تو بدبخت و بی عُرضه م که به خاطر بچه بمونم سر زندگیم؟؟
-عاقا :))) به من چه؟؟ :)))