همه ادمها پر از دردهایی هستن که شاید هیچکس ندونه. خیلیها در شرایط فعلی روی لبه تیغ زندگی میکنن. مهربون بودن کمترین کاریه که میشه کرد یا حتی اگه این هم سخته، بیشعور و سنگدل نبودن و سکوت کردن بهتره تا شکستن ادمی که یه تلنگر تا فروپاشی فاصله داره، حتی تو مجازی.
خدا نکنه یه پسری احساس خوش صدابودن بکنه، یعنی واسه یه نقطه گذاشتن هم تایپ نمیکنه، وُیس میده میگه نقطه سرخط.
هر روزی که صبح بیدار شدی
و مجبور نبودی بری سر کار
یا اینکه حداقل دغدغه مالی نداشتی
اون روز بهترین و قشنگ ترین روز دنیاس
وگرنه پاییز و بارون و برف این چیزا
همش کشکه:))
نمیخوام این زندگی بزرگسالی رو. میخوام صبح از خواب بیدار شم، تلویزیون رو روشن کنم، بزنم پرشینتون و منتظر پخش باب اسفنجی بمونم.
همه بچه ها قایمکی پدر مادرشون چیپس و پفک و شکلات میخورن، رامان نصفه شب میره سیرترشی میخوره!
صبح رفتم بیدارش کنم تو اتاقش از حال رفتم انقد بودی سیر میداد. شیشه های ماشین هم تا ظهر پایین بود بو از ماشین بره.
میگم مگه نمیخوای بری مدرسه؟
میگه اشکال نداره!
تو خیابون داشتم راه میرفتم یک موتوری از موتورش پیاده شد اومد گوشی و شارژمو گرفت ، داشت جیبامو میگشت گفتم داداش دنبال پریز میگردی ؟
من اگه مرده باشم و باز ببینم داداشم داره از شارژرم استفاده میکنه دوباره زنده میشم ازش شارژرمو میگیرم میرم تو قبر دوباره میمیرم
امروز صبح که لیوان چایی داشت دستام رو گرم میکرد
دیدم که از دستت عصبانی نیستم، دلشکسته نیستم، قهر نیستم خلاصه اینکه من با تو دیگر "هیچ چیز" نیستم.
•
الان يادم افتاد بچه بودم وقتايى كه تنها مىشدم آهنگ "چشماتو وا كن و ببين كه بابا اومده..." رو ميذاشتم گريه مىكردم
طفلكى بودم