دلتنگی هم چیز عجیبه ها.
میری تو صفحه چتش کلی تایپ میکنی بعد یهو با خودت میگی خب که چی ؟ اگه اینارو بهش بگی چی بینتون عوض میشه ؟
و هرچی نوشتی رو پاک میکنی و گوشی رو میذاری کنار .
ولی فاصله بی اهمیت شدن و از چشم افتادن آدما بنظرم تو یه لحظه نیست؛
تک تکِ اون لحظههایی هست که تو رو نااُمید کردن و هیچوقت جبرانش نکردن…
از حسرتهایی که عین دیوونهها تو بچگی داشتم: عینکی بشم، دست و پام بشکنه گچ بگیرم رو گچ نقاشی کنم، لوزهم رو عمل کنم بستنی بخورم
دقت کردین در واقع ما دستمونو نمیشوریم و اونا خودشون خودشونو میشورن و ما عين اسکلا فقط نگاه میکنیم؟
چیه این آدمیزاد که دو روز خونه باشی دیگه دوس نداری بری بیرون و دو روز بیرون باشی دیگه دوس نداری بری خونه
وقتایی که تو فضای مجازی زیاد فعالم دراصل حالم توی دنیای واقعی زیاد خوب نیست.
ترجیح میداد جهان واقعی را به دیگران بسپارد و در جهان کوچک و خودساخته خود زندگی کند.
مثلا میخوای چیکار کنی؟
یقشو بگیری بچسبونی به دیوار بگی دوستم داشته باش؟
بیخیال..