بعضی ها واقعا از دیدن بدبختی دیگران لذت میبرن. کنارت میشینن، به ظاهر همدردی میکنن ولی تو برق رضایت رو تو چشماشون میبینی. اونا رو هیچوقت موقع شادیهات نمیبینی ولی کافیه اولین بدبختی به زندگیت وارد بشه، چنان با عجله به تماشای بدبختی تو میان که انگار سالها منتظر اون لحظه بودن
به عنوان کسی که هم عکس مامانهاتون رو دیده و هم باباهاتون رو باید بگم مامانهاتون خیلی سرترن. واقعا حیف شدن.
اگه همهی دنیا باهات لج کردن،
من کنارت میمونم، من هواتو دارم.
من میشینم پیشت تا همهچیز روبه راه شه.
من میبرمت یه گوشه ی خلوت و محکم بغلت میکنم.
انقدر سفت که مطمئن باشی زود همهچیز اوکی میشه.
هر اتفاقی افتاد من طرف توام اینو یادت باشه
واسه تحقیق محلی قبل از استخدام رفتن دم خونه خالهام و درباره پسرهمسایه شون سوال کردند.
طرف پرسیده نماز میخونه؟
خالهام هم گفتن: والا تو کوچه نمیخونه که من ببینم😂
۰
ما مردها برکت زندگی هستیم ؛
چای احمد، برنج محسن، پشمک حاج عبدالله، دوغ ابعلی، چای محمود، سوهان حاج حسین، سویا سبحان، سس مجید، کشک کامبیز، سس بهروز، ابلیموی مجید و ...
یکم قدر شناس باشین 😁😁
کسی که بهخاطر یه مشکلی که با ۵ دقیقه صحبت کردن حل میشه تو رو ساعتها به گریه میندازه، قطعا «دوسِت نداره».
تو زبان کوردی وقتی به کسی میگن
"باوانه کهم"
اون میم مالکیت رو میدن یعنی یه جوری رفتی تو وجودم و ریشه کردی که انگار از وجودمی🫀
من ازدواج که نکرده بودم دو هفته یبار زیر سِرُم بودم. فشارم پایین بود. شوهر که کردم حالم خوب شد. شاید فکر کنین دلم شوهر میخواست؟ خیر.
مامانم فشارخونی بود و نمک غذاهاش صفر بود.
معلومه که تعجب نکردم از این رفتارت، من اورثینکرم .این رفتارتو موقع شستن موهام تو حموم هشت ماه پیش حدس زده بودم