من ازدواج که نکرده بودم دو هفته یبار زیر سِرُم بودم. فشارم پایین بود. شوهر که کردم حالم خوب شد. شاید فکر کنین دلم شوهر میخواست؟ خیر.
مامانم فشارخونی بود و نمک غذاهاش صفر بود.
معلومه که تعجب نکردم از این رفتارت، من اورثینکرم .این رفتارتو موقع شستن موهام تو حموم هشت ماه پیش حدس زده بودم
پسر داييم ۱۶ سالشه عكس گذاشته با سيگار زيرش نوشته تقاص رفتنتو ريههام پس ميده
منم زيرش نوشتم"باباتم اينو ميدونه يا خودم بگم بهش ؟"
٢٥ تا ميس كال تو ٢ دقيقه باور نكردنیه
خواهرم یه روز جوگیرشد ارشد بخونه از روی آگهی کتاب دست دوم خرید از یه آقا
و دو هفته بعد آقا ازش خواستگاری کرد :)) به همین سادگی ازدواج کردن، واسه ارشدم اصلا نخوند :))))
آقا من هی یادم میره پز بدم که توی تولدم، پارتنرم و یکی از دوستای صمیمیم با محوریت وجود من در زندگیشون، ارائه دادن :)))) پاورپوینت هم داشتن. بینظیر بود. ماکسیموم محبت.
به جز بیبی فیس بودن، یه چیز دیگه هم داریم به اسم بیبی ویس بودن. اینجوریه که با 27 سال سن تلفنو برمیداری، طرف میگه گوشی رو بده به بزرگترت.
دختر ۳۴ ساله فامیل از سر کار برگشته خونه به مادرش گفته حالم خوب نیست، دراز کشیده و مادرش براش غذا برده، حالت تهوع داشته میره دسشویی و همونجا تموم میکنه؛ سکته کرده بوده.
به همین سادگی آدم میتونه بمیره و تمام!
شما یه بسته ساقه طلایی رو با یه لیوان آب کرفس بخور، بعد از اون دیگه هیچ چیزی نمیتونه تو زندگی اذیتت کنه چون تو دیگه تهشو دیدی
بچه بودیم همه زنده بودن و خوش و خندان زندگی میکردیم. الان چی؟ دو روزه یکی در میون دارم استوری ریپلای میکنم روحشون شاد.. مامان باباها نمیدونن نباید بمیرن؟ نمیدونن ما بچهها همیشه بچهایم؟ اصلا ادم کوچیکه که نمیفهمه چی به چیه. غذا و اب و بازی میخواد. بزرگ میشه مامان بابا میخواد