یه عروسی رفتیم
عروس تا وسطای مراسم با خواهر داماد قهر بود
از جایی به بعد با خود دامادم قهر کرد
بساطی بودا:)))
اگه با این حقیقت که «همه قرار نیست تا آخر عمر دوست ما باشن و هرکسی یه دورهای داره» کنار بیاین زندگی راحتتری خواهید داشت
با بعضیا غریبه که میشی دلت میگیره
همونایی که تمام تلاشتو کردی تا خوشحالیشون رو ببینی.
تو خیابون میخواستم گریه کنم. گوشیم دستم بود. اول گوشیمو گذاشتم تو جیبم که نزنن بعد گریه کردم. ۳۹ سالگی و فقر اینجوریه.
همون حرفایی که رفیقت با فحش میزنه رو روانشناس مودبانه میگه
تازه پولم ازت میگیره!
بعضی از نشدن های زندگیتون رو
بذارید به حساب اینکه
اگه میشد، خیلی بد میشد!
به خدا اعتماد کن.