یه دایی داشتم خدابیامرز یه اخلاقی که داشت، بیرون که میخواست غذا بخوره یکیو رندوم پیدا میکرد میگفت بیا غذا بخوریم!
معمولا کارگر، رفتگر، یه آدم مستحق.
با هم ناهار میخوردن، خدافظی میکرد میرفت.
مهم نیست تهِ جیبت چقدر سرمایه داری؛ مهم اینه که دلت دریا باشه :)
🤍●@Atomospher
اکثر آدمای مهربون و راستگو خیلی زود عاشق میشن، خیلی زود احساساتشون رو بروز میدن، خیلی راحت میگن دوستت دارم، خیلی دیر دل میکنن، خیلی دیر تنهات میذارن، ولی وقتی زخمی بشن ساکت میشن و چیزی نمیگن، خیلی راحت میرن و دیگه هیچوقت برنمیگردن.
برای کی میخواید جمع کنید مثل من خرج کنید بابا انقدر خسیس نباشید.
🤍●@Atomospher
خانما خیلی عجیبن بخدا، میرن مرکز خرید، هر ۵ طبقه رو مغازه به مغازه، وجب به وجب میگردن خسته نمیشن بعد که میای بیرون میگن؛ ماشینتو خیلی دور پارک کردی من خستمه نمیتونم راه برم
حیا در هر موردی خوبه؛
حیا در ظاهر
حیا در باطن
حیا در رفتار
حیا در گفتار
حیا در کردار
حیا در عمل
حیا در درآمد و ...
با حیا باشید، دختر و پسر هم نداره.
عصری از دانشکده زدم بیرون و دیدم آسمون، اینجا و اونجا، کف آسفالت پخشوپلا شده.
🤍●@Atomospher
میدونی قشنگیش کجاست؟
باهم ادامه دادن
باهم تلاش کردن
باهم درستش کردن
باهم جلو رفتن
باهم رسیدن
باهم موندن
مثل ما باهم :)
شما هم بچه بودید تو خونه با چشم بسته راه میرفتید که اگه کور شدید آمادگی داشته باشید، یا باز مشکل من بوده؟😐
در مورد قطع دست و پا هم تمریناتی داشتم