از همسرم ممنونم کهدیشب بهم اطلاع داد
که خانوادهش در راه هستن که برای تولدم سوپرایزم کنن
بعدش لباسمو عوض کردم تیپ نه خونگی طور و راحت نه مهمونی زدم و منتظرم سوپرایز شم 🤣
این مرد عجیب روحیات من و میشناسه
یسری اوقات فکر میکنم کاش هیچوقت اینجوری نمیشد
چون من دلم خیلی برات تنگ میشه
تو خالق نصف بیشتر خاطرات زندگی من بودی
اگه قرار باشه توی بهشت برای صالحین نهر شیر و عسل جاری باشه باید کوه لازانیا و پیتزا هم وجود داشته باشه.به بهشت نمیروم اگر چنین نباشد
میدونم میاید بهم حمله میکنیدا
ولی دوس دارم بگم
از نظر من، و با استانداردهای من:
اگر به مردهایی که شال و روسری میکنن سرشون و لودگی میکنن توی اینستاگرم میخندین و ذوق میکنین، بهره هوشی بسیار پایینی دارید
چجوری ببخشمت؟
اون شب تا صبح قلب درد و معده درد شدم، اضطراب گرفتم، کل تنم از عصبانیت میلرزید ولی تو راحت گرفتی خوابیدی
داداشم اینا اومدن خونمون پسرش سه سالشه رو مبل نشسته پاشو انداخته رو پاش یه لحظه که همه ساکت شدن گفت عمه میدونی دلار کشیده بالا؟
یبارم یه دختره خیلی دوسم داشت بعد چند سال تو خیابون دیدمش بچه اش کنارش بود صدا کرد محسن دخترم بدو بیا پیش مامان.