زنگ زده بودم به شوهرم داشتم نق میزدم و با لحن گریه میگفتم حوصلهام سر رفته این بچه نمیاد بریم بیرون، یهو دیدم بچم گفت:
مامان مگه نمیدونی گریههات روی تصمیم من تاثیر نداره و با گریه کاری از پیش نمیبری؟ 😐
مامانبزرگ و بابابزرگم نمیدونستن وقتی تو گروه باهم حرف بزنن پیاماشون برای همه میاد :
😂🥹
🤍●@Atomospher
یه پیرمرد و پیرزن تا وقتی نوبت شون بشه رفتن نشستن کنار شوفاژ یخ کرده بودن، رئیس بانک متوجه شد رفت آوردشون کنار خودش بهشون چایی داد و کارشون رو راه انداخت
🤍●@Atomospher
ورودی قائمشهریم و رفتیم بنزین بزنیم …
یه خانمی کتاب می فروخت و همسرجان یکی انتخاب کرد و بهش گفت حالا برامون روی صفحه اول یه مطلب بنویس و تاریخ بزن…
مطلبش:🥺❤️
🤍●@Atomospher
این که می گویند گذشته فراموش می شود
چندان درست نیست
چون گذشته راهِ خود را
با چنگ و دندان باز می کند!
این پسره که میگه از بچگی خیلی سختی کشیدم و مستقل بودم و پیشرفت کردم رفته ۳۰۰ میلیون وام گرفته از بانک! گفتم چجوووری گرفتی؟ گفت بابام ۹۰۰ میلیون ریخت به حسابم میانگین حسابم رفت بالا ماه بعدش گرفتم وامو :)))))))