این پسره که میگه از بچگی خیلی سختی کشیدم و مستقل بودم و پیشرفت کردم رفته ۳۰۰ میلیون وام گرفته از بانک! گفتم چجوووری گرفتی؟ گفت بابام ۹۰۰ میلیون ریخت به حسابم میانگین حسابم رفت بالا ماه بعدش گرفتم وامو :)))))))
من ضعیفم؟؛ من که دیشب تا ۶ صبح گریه کردم و بعدش بلند شدم صورتم رو شستمو اومدم سرکار.
دخترم گفت دوست ندارم برم مهدکودک.
گفتم منم دوست ندارم برم سرکار، باز خوش بحالت تو مهد بازی میکنید نقاشی میکشید شعر میخونید، گفت: نه مامان خوش به حال تو لااقل بهت پول میدن، به من هیچی پول نمیدن مامان الکی هی میرم میام
فسقلی انتظار داره تو مهد حقوقم بگیره:)))))
کلی زحمت کشیدم بیام دندون بخونم، امروز به مامان گفتم اولین سرامیکی که تو ابعاد واقعی ساختم خیلی قشنگ درومده. مامان میگه یعنی الان بالاخره بنّا شدی یا کوره پز؟🙄
خواهرم دستور غذا گذاشته تو اینستاش، حتی یکیشم مقدارشو ننوشته
همرو نوشته به مقدار لازم =)))))))))
پارسال از یکی ماشین خریدیم بعد یک سال پیام داده میشه چند تا عکس از ماشین بگیری برام بفرستی؟ دلم خیلی براش تنگ شده :(
بعد میگن پسرا فراموشکارن!
داشتم پارک میکردم یه خانومه تو پیاده رو یهو چشماشو بست دوتا دستاشو گرفت رو به آسمون، گفت خدایا من دیگه از پسش برنمیام خودت جوابشو بده و گریه کرد.
واقعا قلبم از عجز و ناراحتیش به درد اومد.
تو موبایل چیزی میخوندم، بدون اینکه چیزی بگم پسر رفت عینکم رو آورد. بهش گفتم مرسی خیلی مهربونی که واسم عینکم رو آوردی. گفت آره چون بدون عینک چشمات درد میگیره شاید «نابینا» بشی راه که میری بیفتی روی من
جدی درمانی برای خجالتی بودن وجود نداره؟ میترسم همین رفتارها رو وقتی چهل سالمم بشه داشته باشم. زشته واقعا.