تو کتابفروشی داشتم دنبال کتاب شنگول و منگول میگشتم، یه آقایی با کت شلوار ازم پرسید: چی میخونی بیشتر؟
گفتم: آنتوان چخوف
گفت: چه عالی
بعد یه کتاب رنگ آمیزی برداشت رفت.
عطاران ما از ماه رمضون ۲۰ سال پیش زندهست. همونو میذاریم تو تلوزیون موقع افطار میبینیم
یه بار تو کبابی بودم، یه آقای ژولییدهای کباب خرید، موقع حساب گفت کارتمو جا گذاشتم، طرف گفت برو حله، بعد رفتنش، شنیدم که شاگردش گفت عمرا این پولو بیاره، اینم گفت همیشه باید یه راهی برای در رفتن آدما بذاری، روزی اون کباب بوده، روزی منم کمک کردن.
من ۳۰ سال هست که میدونم اگه یه ربع زودتر پاشم به موقع میرسم همه جا ولی ۳۰ ساله نمیتونم. 🚶🏻♂️
یکی از همسایهها موتور برق خریده، دیروز برق قطع شده بود آورد بیرون روشنش کرد، منم داشتم بیرون تلفن صحبت میکردم نه نگاه کردم نه اصلا حواسم بهش بود!!
یهو دیدم جلو من اسپند دود کرد دور موتور برق چرخوند😐😂😂
اسکل اگه ژنراتور میخریدی چیکار میکردی😂😂
میدونستید تورک ها بیشتر ساعت ۸ تا ۱۰ شب میرن کبابی. چون اون تایم اوج مصرف برگه.