من و بهترین دوستم وقتی رفتیم اون دنیا ولی هنوز داریم بقیه رو مسخره میکنیم:
🤍●@Atomospher
بابام تو مغازش به گربه ها غذا میده یکیشونم حامله ست میذاره شبا تو مغازه بخوابه، همیشه گربه ها رفت امد دارن، امروز ی پسره اومده مغازه گفته چرا بهشون غذا میدی؟ پدر من با شمشیر همه گربه های این محل رو دو نصف میکنه!
بابام میگه میبینم بعضی گربه ها یه دفعه غیب میشن 😞
درد امشبم😭
استاد سابقم زنشو استوری کرده که از خانم دکتر حمایت کنید، بعد زنش استوری رو اسکرین گرفته با کپشن: سپاسگزارم جناب آقای دکتر🙏 جواب داده، بعد شوهرش مجدد همونو برای خودش استوری کرده🤣🤣🤣🤣
یه بار با عمو هامو بابابزرگم نشسته بودیم یکی از عمو هام بلند شد بره بیرون بابابزرگم صداش کرد گفت محسن، شیره. بعد یهو نگاهش افتاد دید من اونجام شروع کرد نام بردن بقیه عمو ها. حسیییییین، شیرههههههه، حسننننننن، شیرههههههههه، غلاااااااااام، شیرهههههههه.
دوستم زنگ زده میگه داری یه دویست میلیون تومن دستی بدی بهم
جداً بعضی ها چقدر رو دارن
والا من دعام که میکنم روم نمیشه انقدر پول از خدا بخوام
خیلی تلخه،
آدما دیگه حتی خداحافظی هم نمیکنن
دست از مسیج دادن میکشن و همهچی همونجا تموم میشه …
تراپیستم امروز بهم گفت آدم زرنگ جنگ نمیره, فکر کردم شاید شخص دیگهای هم امروز احتیاج داشته باشه که اینو بشنوه
خواهرم انگشتش لای در گیر کرد ناخنش شکست
داشت گریه میکرد، گفتم: خیلی درد میکنه؟
با گریه و اشک گفت: دیگه چقد باید پول بدم درستش کنم:)))))
من عاشق تماشای نابلدیِ انسانهام. اونلحظات محدود مواجهه با امر نهچندان آشنا؛ و اونآنِ درخشانی که کاری رو نه از سر تجربه، که فقط با نیروی منحصر بفرد ذاتیشون انجام میدن. رویش ساقهی ترد و مردد شگفتی، درست وسط جنگل پیر و پرتکرارِ رسش.