آدم گاهی فک میکنه تا کی پاشم دوش بگیرم و صبح جمعه برم شیفت. بعد یکم بیشتر فک میکنی میگی بازم شکر که میتونم برم و مغزم کمتر با اورثینک و قلبم با دلتنگی ساییده میشه.
شنیدم میگن دختری که دوست داشته باشه یکارایی واست میکنه که خودش به عقل خودش شک میکنه
هربار یچی جالب میبینم ازش اسکرین شات میگیرم ولی هیچوقت نمیرم تو عکسام که دوباره ببینمش اما پاکشم نمیکنم! چرا واقعا؟
حتی اون صندلی بازی که تو مدرسه میکردیم تو اتوبوس و مترو به دردمون خورد، اما هنوز انتگرال به دردمون نخورده😂
بهتر بود به انسان فرصت داده میشد فاصلهی ۱۸ تا ۲۳ سالگی را، دوبار زندگی کند.
بچه بودم، خیلی ناراحت بودم که از اسم زولبیا خوشم میاد ولی از طعم بامیه بیشتر از زولبیا خوشم میاد.
بنظر من مهمترین وظیفه ی یک خانواده ی امن بعد از تهیه ی سرپناه و غذا، دادن عزت نفس به فرزندانشونه. بچه ای که بدون عزت نفس بزرگ بشه، در بزرگسالی اگه نگیم غیرممکن ولی واقعا به سختی بتونه جبران مافات کنه
بچهی چهار پنج ساله شیشه ماشین رو داده بود پایین و روی درب ماشین نشسته بود! یکی به پدرش گفت مواظب باشید بچه نیفته؛ پدرش گفت بتوچه!!
ده متر نرفته بود که بچه افتاد ولی پاش داخل گیر کردن و فقط آویزان شد!! چند نفر همزمان بلند به پدرش گفتن به ما چه!!
یه مرحله از خریت رو باز کرد پدرش!