یجایی خوندم:
براش نامههای عاشقانه بنویس؛ چون بعیده ۴۰ سال دیگه پیامهای تلگرام رو توی انباری یا زیر شیروونی پیدا کنه:*)
🤍●@Atomospher
ولی اگه من یکی مثل ونگوک گوشش رو میبرید بهم هدیه میداد، جیغ زدنم که تموم میشد میپرسیدم اون یکی گوشت رو به کی میدی؟
من از سرماخوردگی نمیترسم. از تکرار جمله های «ما گفتیم لباس بیشتر بپوش» ، «گفتم دقیقا قبل اینکه میخوای بری بیرون نرو حموم» ،«گفتم پیشونیتو بپوشون داری میری هوا سرده» میترسم.
من دوستی نمیخوام که باهاش برم باشگاه و رژیم بگیرم. من یه دوست میخوام که انقدر باهاش غذا بخورم که بعدش قِل بخورم