من از سرماخوردگی نمیترسم. از تکرار جمله های «ما گفتیم لباس بیشتر بپوش» ، «گفتم دقیقا قبل اینکه میخوای بری بیرون نرو حموم» ،«گفتم پیشونیتو بپوشون داری میری هوا سرده» میترسم.
من دوستی نمیخوام که باهاش برم باشگاه و رژیم بگیرم. من یه دوست میخوام که انقدر باهاش غذا بخورم که بعدش قِل بخورم
این آدمایی که تا یه کلمه انگلیسی از دهنت میپره بیرون سریع قیافشونو واست 🤨 اینجوری میکننو میخوام بندازم تو ماشین لباسشویی رو دور تند.
شل کن بابا
بنظرم هیچ وزنهای سنگینتر از بلند کردنِ خودت در روزهای نااُمیدی و وقتایی که فروپاشیدی نیست.💔
با این قیمتای آجیل که میگن هر دونه پسته حدود ۵ هزار تومندرمیاد!
بنظرم هزارتومنی رو لوله کنیم دورش روبان ببندیم بذاریم تو ظرف به
مهمونا تعارف کنیم، ارزونترم در میاد🫠🫠
به قول عزیزی شما میگی من از صفر شروع کردم اما نمیگی مستاجر نبودم.
در کل اکثرا با مفهوم صفر واقعی آشنایی ندارید و این فقط یه نمونه خیلی کوچیکه.
خونه اونجاییه که یه نفر میفهمه حالت خوش نیست. میفهمه خودت نیستی. میفهمه یه غمی رو دلته. خونه اونجاییه که یکی هست که براش مهمه حالت خوب باشه
یه خانم هفتاد ساله با اسهال و استفراغ اومد ، داشتم دارو مینوشتم که گفت: چیه الان!؟ زمان قدیم والا بهتر بود یه چهارتخمه داشتیم واسه هرچی میخوردیم خوب بود
گفتم: وا مادرجان مگه خونه چهارتخمه نداشتید؟
گفت: ماشالله چه زبونم داری
والا، بد گفتم مگه؟
من از ۱۴ سالگی که کار کردن رو شروع کردم دارم نون و تره میخورم، الان ۳۵ سالمه، از کی نون و کره خوردن شروع میشه
میگفت
همسایه قبلیمون زنگ زد خونمون برای خواستگاری و قبل از هرچی سؤال اولش از مادرم این بود که دخترتون هنوز هم وزه و چموش و سلیطهست؟ آخه میخوام یکی باشه که از پس فامیلای شوهرم بر بیاد! میگفت مادرمم نه گذاشت نه برداشت گفت آرهبابا هم خودتو ج ...ر میده هم فامیلای بیپدرتو!:))))