نمیدونم این چه مرضیه که توی جمع احساس میکنی مسئول همه رفتارا همه تویی، مسئول حوصله سر رفتنا تویی، مسئول سکوتها و سرگرم کننده بودن یه جمع هم تویی.
شما نمی دونی اینکه یکی دیگه همیشه برات غذا درست می کنه و لباساتو میشوره چقدر تو زمان و انرژی جلو میندازتت تا وقتی تنها زندگی کنی.
یادمه ۱۳ سالم بود رفتم ابروهامو برداشتم بابام کتکم زد، بعد رفتم یکساعت توی اتاق گریه کردم. صدای گریهم بلند بود، اومد پشت در اتاق گفت: الان میام یه دلیل واقعی واسه گریه کردن بهت میدم، سریع لال شدم:))))
آقای راننده دفتر، فردی مسن هستن
گوشیشون زنگ خورد
اسم همسرشون رو (خانم گل) سیو کردن
گفت: جانم خانم گلم، خانم گلم.
من تصورم از عشق یه همچین چیزیه
باز خداروشكر استورى نشون نميده چند بار سين كردى وگرنه آبروم جلو اينايى كه بهشون گفته بودم برام مهم نيستى ميرفت.
دخترم رفته به باباش گفته بابا بیا ازت عکس بگیرم شاید یه روز نداشتمت
اونم گفته من که جایی نمیرم بابا
جواب داده خب شاید فردا افتادی مُردی🤣
باید ماه های اسفند و فروردین و اردیبهشت رو یک فصل کنن و اسمش رو بذارن بهترین فصل سال.
مریض اومد داروخانه گفت: استرس دارم فردا عروسیمه. سوال کردم شرح حال بگیرم و گفت اها راستی من چهار ماهه باردارم.
بعدش منم با شرایطش استرس گرفتم :))))
دیدن تخت جمشید تو روز بارونی ازون چیزاست که باید قبل مرگ یبار امتحانش کرد
🤍●@Atomospher