این اخلاقمو واقعا دوست دارم، یعنی تا مرز فروپاشی روانی میرم، گریهمو میکنم، به خودم وقت میدم ناراحتیمو بروز بدم، سوگواریمو میکنم ولی بعد دیگه پا میشم، جدی پا میشم نمیذارم منو تو خودش غرق کنه، بنظرم نذارید احساساتتون شمارو کنترل کنه، شما اون رو کنترل کنید
به پدربزرگم گفتم:
چرا بعد از ۵۰ سال زندگي مشترک هنوز با مادربزرگم تو یه بشقاب غذا میخورید؟
گفت اگه یه وقت زهر ریخته باشه تو غذام خودشم بخوره
دلم میخواد برم انبار اداره پست، بسته هارو یکی یکی باز کنم هرچی خوشم اومد بردارم
آیا شما انقدری کوتاه و خدازده هستید که آفتابگیر ماشین جلوی آفتاب روی چشماهاتون رو نگیره؟؟؟
عید نزدیکه خواستم بگم اگه امسال خیلی
اذیتتون کردم؛برنام واسه سال جدید هم همینه
اگه امسال بهتون یه درس زندگی داده که فکر میکنین به درد بقیه میخوره به اشتراک بذارین.
خودم: تخمینهای قبل یه اتفاق، و تلاش برای پیشبینی کردنش اصلا درست نیست، نه از خود اون اتفاق، نه از حجم دردی که ایجاد میکنه، نه از تحملی که ادم داره
زندگی به کام دخترای لوس و سلیطه و پرتوقعه
ما مشتیای کم توقع و آروم همیشه بگا میریم
هوای خودتون رو داشته باشید،
زود اعتماد نکنید،
زود وابسته نشید،
ورزش کنید و هرچیزی که تموم شده رو رها کنید؛
در نهایت زندگی همیشه جلو میره حتی اگه شما گیر کنید…
فکت:
هیچکس یادش نمیمونه واسش
چیکار کردی، ولی همه اون کاری که
نکردی رو قشنگ یادشونه..!