دروصف شدت مضطرب بودن مادرشوهرم همينقدر بگم كه خودش ميگفت شبي كه خبربارداريمو بهشون دادم ازهيجان وفكروخيال خوابش نبرده و تا صبح به اين فكر ميكرده كه بچم يه سالش كه شد شلوغي ميكنه و از پلههاي بهارخوابشون ميره بالا و ممكنه بخوره زمين و...ميگفت بيدار كه شدم به حاجي گفتم اين پلههارو بردار😐😂
میخوام یه اعترافی بکنم
من از بچگی همینقدر اسکل بودم
تو مهد کودک به بچهها گفته بودم یه برادر دوقلو دارم که یه مهد دیگه میره
بعد بعضی روزا به عنوان برادر دوقلوم میرفتم مهد میگفتم با عادل جامونو عوض کردیم
داشتم تو اینستا میدیدم طرف متولد ۷۶بود داماد شده بود،گفتم مردم چه کم سن و سال ازدواج میکنن هنوز سنی نداره که!
یهو یادم اومد شوهرم متولد ۷۷خودم ۷۸ یه بچه دوساله داریم 😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂
چه زود پیر شد نسلمون
+چرا انقد ناراحتی؟
-ناراحت نیستم تو فکرم
+تو فکره چی هستی؟
-تو فکر اینم چرا همش ناراحتم
ماه اسفند زمانی قشنگ بود که پول تو جیب مردم و خنده رو صورتشون بود ، شور و شوق داشتن و بازار رونق داشت.
اسفند امسال با همهی اسفندها فرق میکنه.
به فرزندان خود شنا، سوارکاری، تیراندازی و بلاگر شدن بیاموزید، از زندگی کارمندی چیزی در نمیاد
خسته شدم از جان کندن برای یه لقمه نان.
لطفا من برگردونید به اون زمان که شرکتها و دانشگاههای خارجی، ایرانیهارو "روی هوا میزدن" و "خونه و ماشین و همهچی میدادن میگفتن تو فقط بیا اینجا کار کن" و کلا ناسا دست ایرانیها بود :)
یکی از مزایای لاغر شدن اینه که لازم نیست با همه زوری مهربون باشی تا دوستت داشته باشن. چون الان که لاغرتر و “خوشگلتر” شدی همه حتی اگه تلاش هم نکنی بیشتر دوستت دارن.
مامان بابام بعد ۲۶ سال تصمیم گرفتن همدیگرو به اسم کوچیک صدا کنن.خداروشکر یخشون داره آب میشه کم کم.
اینکه شما تایپتون رو بگید با اینکه به یسری ادما توهین کنید فرق داره
مثلا «من پسر بور دوست ندارم و تایپم نیست» با «پسر بور به درد نخوره همشونو باید ریخت تو دریا» متفاوته
18 سال پیش تقریبا اینموقع ها بود که بندناف و به عنوان طناب دار بستم دور گردنم ولی دکتر دلقک فهمید و متولدم کرد
دمت گرم دکتر خداشاهده شاکی نیستم(فقط کافیه پیدات کنم)