مامان به بابا گفت صدقه دادی؟
بابام جدی گفت: اره یه قهوه واسه نازنین خریدم.
مرسی ۲۶ سالگی دلخواه :))
امروز تو مدرسه موضوع انشا به خواهر کوچیکم دادن
اگر در فلسطین بودید چه میکردید؟
نوشته:
فرار میکردم
خیلی منطقی و عالی
خواهر کوچیکم امروز خیلی جدی پرسید این قهوه ای که داریم میخوریم واقعا ترکه یا چون مامان درست کرده بهش میگیم قهوه ترک؟==)))
در انتهای نامهاش نوشت:
من هنوز هم با قسمت و تقدیری که مرا به تو نرساند، کنار نیامدم.