به آنها بگو
رفتن های ما هجرت نبود!
گریز بود...
سفر نکردیم،
کوچانده شدیم.....
مراسم عقد دوستم وسطش یهو عروس گریش گرفت
منم پنج شیش ساله باهاشونم از هیجان اینکه بلاخره به هم رسیدن زدم زیر گریه
یه بنده خدایی اومد گف عزیزم گریه نکن ایشالا قسمت تو ام میشه 😐
شما هم میدونید مسیری که دارین میرین اشتباهه و کماکان دارین میرین؟ منم همینطور.
کلِ طنز علی صادقی تو این سه قسمت جوکر :
" باو ولم کننن ، بغلم کن "
🤍●@Atomospher
هالووین فقط اونجا که شهرداری تهران برای یادبود حادثه منا ماکت اجساد رو شبانه ریخته بودن وسط پارک.
🤍●@Atomospher
از آدمای خیلی شلوغم خوشم نمیاد، اینایی که با صد نفر صمیمیان و هی میرن تو جمعای مختلف… حس میکنم عمق رابطشون با بقیه زیاد براشون اهمیتی نداره و وایب دورویی میدن بهم.
وقتی ازم میپرسن چیشده چرا ناراحتی مشکلت چیه؟ تنها چیزی که به ذهنم میرسه اینه که: «من نمیتونم به تو بفهمونم.
نمیتونم به کسی بفهمونم که در من چی میگذره.
من حتی نمیتونم اونو برای خودم توضیح بدم.»
اسنپ بهم احساس ناکافی بودن میده، میگه درخواستت رو به ۱۲ نفر فرستادیم ولی هیچکدوم قبول نمیکنن، خب ببخشید مقصدم خوب نبود