مامان باباهاتون چجوری قبل ازدواج با هم دوست بودن؟ مامان باباهای ما هنوزم دوست نشدن.
دیگه نمیدونم این مسئله رو با چه زبونی باید بهت بفهمونم ولی این تنها زبونیه که بلدم ، میو.
با دلتنگیهایت مهربان باش؛ شاید آرام بگیرند، به رسم تمام چیزهایی که وقتی با آنها مهربان بودی، آرام شدند و رفتند
لطفا خودتون بعد از چندبار شنیدن «اها» ٫ «اره» و خنده های مصنوعی بفهمید دارین زیاد حرف میزنین و تمومش کنین
تلخترینِ نداشتنها مال چیزاییه که داشتنشون رو حداقلهای انتظارمون از این زندگی میدونیم.
هر بار که به قضاوت دیگران می نشینیم در حال آشکار ساختن بخشهای شفا نیافته ی خویشتن هستیم
👤فریدریش نیچه
من هنوزم مثل بچه ها رو قول آدما حساب میکنم. این شکلی ام که اگه فلانی قول داد اوکیه دیگه. حتما بهش عمل میکنه.
اونی که اولین بار از کنجد روغن گرفته چی فک کرده پیش خودش؟ چطوری دلت اومد؟ اون بچه جون نداره اصن :(