شوهرم به پسرم میگه: تو هفت سالت نشده بیست بار هواپیما سوار شدی،
من هفت سالم شده بود تازه یه بار تو یه ساختمونی آسانسور سوار شدم :)))
دستور باقلوا استانبولی گرفتم و رفتم خمیر یوفکا بخرم.
با اعتماد به نفس رفتم تو دکون لوازم قنادیه و گفتم خمیر کافکا دارین؟😂
مادربزرگم به خاطر سرطان، توی بیمارستان بستریه. یه روز داشت به دستاش کرم مرطوبکننده میزد، که همراه تخت بغلی بهش گفت:«تو این وضعیت به فکر کرم دستاتی؟» راستش این سوال خیلی توی ذهنم موند. یعنی چون سرطان داره نباید به خودش برسه؟
یه پسر دستفروش اومد پیشمون
لواشک میفروخت، داشتیم صحبت میکردیم که گفت شاید سال دیگه نرم مدرسه،
چون کتاب ندارم.
هممون میون بغض و ناراحتی بودیم،
که یهو یکی از دوستای احمقم در نهایت ناباوری
بهش گفت: خب کتاب بخر.🥺
ما: (😭😭😭😭😭😭)
دو خط درس میخونم؛ چهار خط به خودم بابت رشتهای که خودم با عقل و منطقم انتخابش کردم فحش میدم.
خواهرم بزرگتر شد ازش حقالزحمه میگیرم بابت این که مامان باباشو به این حد از روشن فکری رسوندم.
این جامدادی رو دخترم وقتی خردسال بود برام درست کرد!
تا امروز همیشه روی میز کارم بوده!
این جامدادی برای من بزرگترین اثر هنری بود!
🤍●@Atomospher
این جامدادی رو دخترم وقتی خردسال بود برام درست کرد!
تا امروز همیشه روی میز کارم بوده!
این جامدادی برای من بزرگترین اثر هنری بود!
🤍●@Atomospher
مشتری یه پیتزا سفارش داده با یه پاستا ، براش ارسال کردیم .
زنگ زده که پیتزاتون خیلی بزرگه ما با همین سیر میشم پاستا رو پس میدم :/
هر روز یه چیز جدید آنلاک میشه :)
ما گاوایی که از ارتباطات انسانی خستهایم؛ باید جمع شیم و یه گاوداری بزنیم و انسانها رو توش نگه داریم.