خری که جو ببینه، دیگه کاه نمیخوره!
حکایت خیلی هاست که یادشون رفته کی بودن،چی بودن...
به مامانم گفتم میخوام برم ژلِ لب بزنم دیگه تصمیممو گرفتم؛ دستشو کرد تو ظرف دارچین خیس کرد؛ مالید به لبم
گفت چند دقیقه بمون الان ورم میکنی😐😐
خانومای عزیز آسون نگیرید کوچیک ترین اشتباهی دوست پسرتون انجام داد کات کنید که ما منتظریم
داییم ۳ سالش بوده که مامان ازدواج میکنه، خیلی هم به مامان من وابسته بوده. برای همین هر روز میرفته پیش مامان.
یکسال بعد که من به دنیا میام به مامان میگه: خب دیگه شما هم تنها نیستید🥹
بچه سه ساله نگران تنهایی خواهرش بوده
اومدم به دختر کوچولوم محبت کنم، برگشتم بهش میگم اگه صدساله هم بشی باز همینقدر میبوسمت.
میگه مامان تو که اونموقع نیستی، مُردی==)
داشتم کیک میپختم و با بابام ویدیو کال میکردم، بابام گفت: بروبرو موهاتو رنگ کردی کارم داری میکنی شکل مامانت شدی الان دعوامون میشه :))))))))))
داداشم داشت با تلفن حرف میزد اشاره کرد هیس که ما حرف نزنیم !
آبجیم رو کرد سمتش گفت : مگه بهش نگفتی مام باهات تو یه خونه زندگی میکنیم ؟ :/
جدی نسل جدید زیر بار زور نمیره !!!
خیلی غمگینم. پسرخالهم آیفون پونزده خریده، اومد خونهمون گوشیشو گذاشت کنار شیائومی من. گفت اگه میخوای بردار از خودت عکس بگیر.