بازم خداروشکر بساط انگور و سیب و موز پلاستیکی رو میز ناهارخوری و اُپن جمع شد. چه سمی بود کصافط. هرروزم گرد گیریش میکردن=))))
برگشت بهم گفت "با همه نقصهایت، تا ابد دوستت دارم" و باهاش کات کردم چون من نقصی ندارم.
فکت:
تو مدرسه اون معلمی که درسش بی خاصیت تر بود، بیشتر به نخوابیدن سر کلاس و حرف نزدن با بغل دستی گیر میداد!
کوکی پختن دیگه چه اداییه جدیدا مد شده؟ من یه مدت نروژ زندگی میکردم اونجام نود درصد مردم نون تافتون میخوردن
نه دختری ک موهاشو کوتاه میکنه ترسناکه نه هیچ چیز دیگه
ب نظر من ترسناک آدم وراجیه که یهو ساکت میشه...
خیلی بده با یکی خدافظی میکنی بعد مسیراتون یکیه، من حتی شده گاهی مسیرمو عوض کردم تا این اتفاق نیفته، مثلا دم در دانشکده این اتفاق داشت میفتاد، من رفتم انصراف دادم