من ازینام که میشینن پای حرفات و مو به مو حرفات رو تایید میکنن و در نهایت مثل یک گاومیش خودرای کار خودشون رو انجام میدن
سه ساله خواهرم پیش ینفر داره فال میگیره هربارم زنگ میزنه با کلی ذوق میگه خانومه گفت به زودی خواهرت ازدواج میکنه از اولین به زودی دقیقا سه سال داره میگذره آخه پس دیگه کی لعنتی من الانشم تو نوبت خانه سالمندانم
دندونی که یه تیکه گوشت لاش گیر میکنه و هرچی با زبون باهاش ور میری در نمیاد دنبال دیده شدنه.
ولی من حس میکنم خونواده ایرانی کلا میترسه از اینکه بچهشون دیگه بهشون وابسته نباشه
با این حجم مهاجرتی که من از کادر درمان می بینم چند سال دیگه تو همه بیمارستان های آلمان همه دارن باهم فارسی حرف میزنن