هرچی بزرگتر میشی بیسروصداتر و آرومتر میشی. چون به این درک میرسی که هیچ کدوم از این مزخرفات زندگی هیچ اهمیتی ندارن و بالأخره آرامش رو احساس میکنی 🤍
صحبتای دخترونه صحبت موردعلاقهمن. از حرف زدن راجع به هدفات میرسی به بحث راجع به کفش و از اون میرسی به ابراز نفرت نسبت به مردها و یهو کار میرسه به جایی که تو ۶ دقیقه برای سفرت برنامه میچینی.
خدایا
از معاشرت با آدمایی که قرار نیست
باهاشون آیندهای داشته باشم، خستهام
یه آدم امنِ همیشگی بفرست برام .
و در پایان نوشته بود که :
وطن با حضور نوابغ زندگی میکند
و با خون شهدا زنده می ماند 🌱
توی روزهای جنگی فهمیدم لاو لنگوئج این مرد اینه که در هر مکالمه تلفنی، با هرکسی، حتما یه جایی اسم منو میاره: «الان داشتم به محیا میگفتم»، «محیا هم همینو میگه»، «با محیا دربارهاش حرف میزدیم»…
شرکتمون حقوق کامل خردادو نداد
تا روز قبل جنگ حساب کردن
از اینورم به ازای هر روزی که نرفتیم کم میکنن ازمون
واقعا انسانها جالب نیستن
321.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این کسیه که بعد از گذروندن دو هفته جنگ
از شنبه باید بره سر کار
🤍●@Atomospher
چند سال پیش بابام یه گردو شکن خرید سی هزارتومن، مامانم همش غر میزد وسیلهی ضروری بخر انقد پولمونو دور ننداز، بابامم روز بعد رفت پنج میلیون گردو خرید
ترسناکترین چیزی که تا حالا تجربه کردم، لذت بردن از هیچکاری نکردنه؛ افتادن تو سیاهچالهی افسردگی و خوگرفتن با تاریکی.