اون اولای جنگ، ساعت 10شب بود با مامانم رفتم خوراکی بخرم، یه پسره داشت با دوستش پشت تلفن صحبت میکرد در حالی که به ما نگاه میکرد گفت حاجی تو محلمون سگ پر نمیزنه:))))
ترجیحاً تا اطلاع ثانوی با کسی توی کوچه و خیابون دهن به دهن نشید، هرچقدر مردم بیاعصاب و زودجوش بودن، حالا ۴ برابر شده و احتمال درگیری خیلی بالاست…
من اگه یه نفر وقتی خوابم سر و صدا کنه، سریع از خواب میپرم ولی با صدای پدافندا مثل نوزاد میخوابیدم. یعنی تحمل صدای شلیک رو دارم ولی تحمل آدم گاو رو نه.
این سه تا جوجه هر روز همینجوری پا میشن میان جلو در خونه غذا بگیرن.
گداهای مورد علاقم.💗
🤍●@Atomospher
804.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در دل سواحل مکران، جایی هست که کویر به دریا میرسه...🤎✨
موسیقی: مسعود بختیاری
سیستانوبلوچستان
🤍●@Atomospher
این دختر کوچولو با مادرش از جلوی این میوهفروشی رد شدن و مادر از آقای میوهفروش پرسید که میوهی له شده داره با قیمت کمتر؟ 🥺
آقای میوهفروش کیلو کیلو میوهی تازه و خوب از زردآلو بگیر تا چغالهبادوم براشون گذاشت و چند تا کیسه مجانی داد بهشون 😭❤️🩹
این مردم حیفن به خدا 😭
🤍●@Atomospher
از سرعت مووآن خودمون در عجبم
دو روز پیش حتی نمیتونستم عشق ابدی رو نگاه کنم! الان فکرم الهه و اکسشه!
مامان ها یه رسمی دارن که هرچند وقت یه بار باید بگن: خدا یه بچه بهت بده عین خودت.
بعدم شاکی شی میگن منکه نگفتم تو بَدی، فقط خواستم یه بچه عین خودت داشته باشی