به رغمِ هر آنچه که میگوییم یا مینویسیم،
در قلبمان، چیزهایی باقی میمانند که
بزرگتر از آن هستند که گفته شوند...
اسکار دردناک ترین لحظه هم میرسه به اون موقعی که حالت خوب نیست و اونی که انتظار داری حالتو خوب کنه بهت بی توجهی میکنه.
بعد جنگ یه جمله دیگه به تبلیغات بنگاهیا اضافه میشه:
محله امنه. از بالا تا پایین کوچه، یدونه انفجارم نداشته.
خسته شدم از امیدواری زیاد در لحظهی ابتدایی شروع چیزی و ناامیدی عمیق در میانههای راه.
تو ایست بازرسی یکی بهم گفت بزن بغل، یکی دیگه اومد گفت صندوقو بزن و خیلی جدی ازم پرسید پهباد که نداری ؟ با لبخند بهش گفتم اعتماد نکن بگرد
رژ قرمز زدم داریم میریم بیرون مادر شوهرم میگه محرمه این چیه زدی؟ شوهرم میگه این شمر قشنگ منه :))))))))))
اینو تو ساری دیدم، قیافه گربهه عالیه، امیدوارم زودتر پیدا بشه.
🤍●@Atomospher
نمیتونم تشخیص بدم واقعا صدای انفجار میشنوم یا مثلا سینی از دست همسایه افتاد.
بچه ها راستی آرات حسینی موفق شد به جایی برسه یا هنوز داره تو خونه پنالتی میزنه؟
زمان جنگ همه خوشحال بودید که تنهایید و پارتنری ندارید که نگرانش بشید؛ الان چرا همتون ازدواج کردید یدفعه؟ تو پناهگاه با هم آشنا شدین؟ :_))))