روی نیمکت پارک نشسته بودم، یه دختره رد شد به گربهای که کنارم لم داده بود اشاره کرد گفت"عزیزم مال شماسسست؟" گفتم نه من گربه ندارم. گفت "متاسفم ولی من دارم" و رفت.
ابن موشکا مردم رو روانی کرده:))))
من که یه روزی از این وضعیت بدی که الان توش هستم میام بیرون ولی یادم میمونه چه آدمایی همیشه کنارم بودن!
اونایی كه بر ميگردن ميگن: چرا با فلانى ميتونه تا آخر شب بيرون باشه به ما كه ميرسه بايد هشت شب خونه باشه؟
قضيه
اينجوريه كه: فلانى ارزش پيچوندن داره و تو نه!
به نظرم ترکیب برنده
ترکیب دختر کتابخون با پسره گیمره
یکی کتابشو میخونه اون یکیم بازیشو میکنه، ارامش و صلح برقراره.
تو اون ۱۲ روز رفتار خانواده من نسبت به جنگ خیلی عجیب بود
بابام میخواست ماشین بشوره گفت بیخیال دیگه جنگ شد
مامانمم گفت ای بابا، تازه لباسارو شسته بودما..
انگار قراره بارون بیاد:))))))
تصور کن دختری رو از دست دادی که بی توجهیت واسش دردناکتر از بی پولیت بود؛
تو باختی پسر :)))