مشکل دلقک بودن و خوش خنده بودن اینه که هیچکی باور نمیکنه افسرده شدی و ته چاهی!
فکر میکنن داری بهونه میاری بپیچونیشون.
ادعای اینکه شامپوبدن طعمداری که میزنید باعث میشه اون بو رو بگیرید، پروپاگانداییه که هیچوقت خامش نمیشم.
اتفاقا همیشه خوشگلترش نیست! چون عشق بهت یاد میده که خوشگل تر از اون وجود نداره.
تو زیباترین حزن من بودی،
عزیزترین زخم من بودی
و دلخواه ترین رنجم...
اینکه با افعال گذشته از تو یاد میکنم،
غم انگیز ترین شکل انقراض است که برگزیده ام.
از دست دادن کسی که برای خوشحالیت تلاش میکنه، باخت بزرگیه
چون تازه بعد رفتنشِ که میفهمی اونقدرم دوست داشتنی نبودی، ولی با این وجود اون بازم تو رو دوسِت داشت...
مک بوک دوستمو قرض گرفتم. تو اتاق به شارژه. من توی هال هستم. از اتاق داره بوی سوختگی میاد.
ایشالا که دماوند فعال شده.
عزیزم چی باعث شد با خودت فکر کنی میذارم برق تو چشمامو از بین ببری ذوقمو کور کنی و لبخندمو بگیری شانس اینکه پیش من باشی مثل بردن لاتاریه اسکل
شما هم این قانونو تو خونتون دارین که اگه قراره شام برنج بخورین پس ناهار اجازه ندارین برنج بخورین؟