به خدا ۱ ساعت تلاش کردم که چاپستیک(ازین چوبایی که جا قاشق چنگال چینیا و کره ایا باهاش غذا میخورن) رو بگیرم دستم که یه تکه فلفل دلمه ای بذارم تو دهنم. تو همین فاصله میتونستم یه پرس چلو کباب بخورم.
پسرا جدیداً انقدر زود نا امیدت میکنن که تو حتی وقت نمیکنی به دوستات معرفیشون کنی
وقتی ازم میپرسن متولد چندی؟ میگم ۸۱ و دیگه "آخییییی کوچولو" نمیشنوم، حس جدید و عجیبیه.
دوستان بهتون پیشنهاد میکنم وقتی رفتین کنسرت اگه دارین فیلم میگیرین خودتون نخونین چون بعدش خیلی پشیمون میشین🤣
جلو داروخانه اومدم سوار ماشین شم، پسر بچههه داشت دوچرخه سواری میکرد یهو جلوم زد رو ترمز گفت «خاله عجب ترمزی دارم من»
پسرها واقعا از سه سالگی تا پنجاه سالگی همینن :))))))))))