رفته بودم مرگ موش بخرم فروشنده انقد داشت ازش تعریف میکرد هرلحظه منتظر بودم بگه اتفاقا بابای خودمو با همین کشتم
برای کسی که نمیدونه از زندگیش چی میخواد، هیچ پارتنری مناسب و هیچ جایی برای زندگی خوب و هیچ پیشامدی مساعد و هیچ مقدار ثروتی کافی نیست.
هر نوتیفی میاد یا بیمه اس، یا وامه، یا لیزر مو...
یه نوتیف جنجالی لازم داریم که بگیم: ها! بالاخره یه چی شد
دلم می خواد یه توازنی بین پذیرش، رهایی، عدم واکنش و همیشه تو دسترس نبودن ایجاد کنم.
وقتی خواهر زادم تو جمع یه حرف زشت میزنه و من خیلی تعجب میکنم در حالی که میدونم از خودم یاد گرفته
🤍●@Atomospher