و آغوشش خانه بود، دارو خانه، از آنهایی که آدم همیشه چیزی برای خوب شدن حالش را در آنجا پیدا میکرد.
شما تا یه آدم اشتباه نیاد تو زندگیتون!
قدر کسی که دوستتون داره رو نمیدونید...
وقتی یکی بهم میگه بهخاطر من مواظب خودت باش با خودم میگم یعنی تا الان بهخاطر کی مواظب خودم بودم
خلافکار
کاش بعضی از آدمایی که دیگه توی زندگیم نیستن انقدر بد نبودن، یهسری هاشون رو خیلی دوست داشتم.
مهمونیهای خونوادگی شاید جالب نباشه اما لازمه چون باعث میشه آدم به ریشههای خودش برگرده. ریشه بیماریهای روانیش مثلا.
غذا هرچی مضرتر، لذتش بیشتر، مثلا همین بادمجون سرخکرده کوچکترین ارزش غذاییای نداره ولی سرشار از لذته!