غیبتکردن با بچهها واقعاً بامزهست؛ گرفتن اطلاعات پراکنده و ناهماهنگ اما جالب.
بازی روانی یعنی من مقصرم اما خونسرد و بیتوجه میمونم، صدات که در اومد اسمت رو میذارم غرغروی بیمنطق و اینجوری وادارت می کنم به سکوت.
بدم میاد
اعتراف میکنم بچه که بودم یه بار زنگ یه خونهای رو زدم طرف پرسید "کیه؟" گفتم حاااامدددد پهلاااانهههههه و فرار کردم.