بیشتر تجربه های تلخی که دارم زیرش امضای آدماییه که خیلی دوستشون داشتم
"مخفیگاه نویسندهٔ مرده"
بیشتر تجربه های تلخی که دارم زیرش امضای آدماییه که خیلی دوستشون داشتم
تهش باعث شد نتونم اونقدر کسی رو دوست داشته باشم یا بهش اعتماد کنم
"مخفیگاه نویسندهٔ مرده"
تهش باعث شد نتونم اونقدر کسی رو دوست داشته باشم یا بهش اعتماد کنم
مثلاً فرض کن سه سال با طرف دوست باشی بعدش کم کم بتونی در قلبتو به روش وا کنی
"مخفیگاه نویسندهٔ مرده"
مثلاً فرض کن سه سال با طرف دوست باشی بعدش کم کم بتونی در قلبتو به روش وا کنی
و در نهایت نتونستم درست و حسابی عشق صادقانشون توی این مدت رو جبران کنم و گاهی فکر میکنم که آیا واقعاً لیاقتش رو داشتم یا نه؟
"مخفیگاه نویسندهٔ مرده"
بیشتر تجربه های تلخی که دارم زیرش امضای آدماییه که خیلی دوستشون داشتم
هنوزم گاهی وقت ها با خودم فکر میکنم شاید اینم مثل قبلی ها داستان یه شکلی داشته باشه...
واقعاً راهو درست اومدم؟