eitaa logo
•‌ افکارِ آنه •
26 دنبال‌کننده
232 عکس
25 ویدیو
2 فایل
سأصبر حتّی یعلم الصّبر أنّنی‌ صبرت علی شیء‌ أمرّمن الصّبر... •چرا هرچی بیشتر از واقعیت فرار میکنم بیشتر سراغم میاد؟ •هیچ گونه مسئولیتی را قبول نمی‌کنم! •لطفا اگه وقت تون تلف میشه ، اینجا نمونین.. دوستان تو مجازی حق‌الناس زیاده حلال کنید💔❤️‍🩹
مشاهده در ایتا
دانلود
اما اگه ذره ای با دیدن این چیزها فکر کردین راهتون این نیست، فقط بدونید وقتشه که برگردین.این حیوون ها دلشون براتون نمیسوزه.این ها با اپستین جُک میساختن.براشون فرقی نداشت..درجه خشونت براشون شوخیه...
این قطعا نمیتونه کار یه آدم عادی معترض یا یه نوجوان و جوان معترض باشه. این سطح از خشونت و بی رحمی.
من فور کردم؛ ولی فکر نمیکنم تأثیر زیادی داشته باش_ https://eitaa.com/Arihami/1156
https://eitaa.com/Arihami/1160 منو نخندون!🤣(😭)
https://eitaa.com/Autonomie/1313 عشق سلطان ~ عشق فقط یک کلام ، علی علیه‌السلام سلطان فقط سلطون خراسون
حالم خرابه؛ تو خراب ترش نکن لطفاً.
هدایت شده از چای و ایوون
به این فکرمی‌کنم هر یک درد های مولا و زخم های اولاد ایشان رو جدا جدا به یک شب اختصاص دادن و ما هر شب برای یک دردِ عمیق و سوزناک می‌گریستیدیم-و هنوز من ناتوان بودم در درک آن- حال بگویید که تمامی این شب ها و این درد‌ها همه خلاصه می‌شوند در یک صبح تا ظهر..
•‌ افکارِ آنه •
خیلی دلم هوای این مداحی رو کرده بود. خیلی با خودم کلنجار رفتم تا بذارم ، یا نذارم؟ دیگه دلم طاقت نیاورد. خواستم گوشی رو بردارم و پخشش کنم. می‌دونی کجا بودم؟ توی هیئت کوچیک مون نشسته بودم و منتظر بودم تا مسئول هیئت ، هیئت رو شروع کنه. تا تصمیم گرفتم گوشی رو بردارم ، یه صدایی پخش شد: بالا بلند بابا گیسو کمند بابا اگه تو بری تو این غریبی دل به کی ببنده بابا نتونستم جلوی خودم رو بگیرم؛ اشک هام شروع به ریختن کرد.
•‌ افکارِ آنه •
خیلی دلم هوای این مداحی رو کرده بود. خیلی با خودم کلنجار رفتم تا بذارم ، یا نذارم؟ دیگه دلم طاقت نیا
نمی‌دونم چطوری تا دلم هوای این مداحی رو کرد ، مداحی پخش شد. چند بار پشت سر هم. من تو ذهنم بود به مسئول بگم پخشش کنه ، اما به زبونش نیاورده بودم! شاید دلیل اصلی اشک هام ، همین بود. نمی‌دونم.
هدایت شده از Living kills
دارم ز روی خاک جگر جمع میکنم، تکه به روی تکه پسر جمع میکنم..