هدایت شده از Living kills
آدم نمیدونه برای آقای رییسی گریه کنه یا برای صدای آقا که دیگه نیست
هدایت شده از انجمن بیکاران کتابخون
هیچوقت یادم نمیره همکلاسیام میگفتن خداروشکر رفته، ما امتحان نمی دیم، یکیشون گفته بود زندگی اون مهمتر بود یا امتحان ما؟
هدایت شده از 焚
افسردگی و پوچی خیلی ترکیب ترسناکیه، و وقتی ازش بیرون بیای تازه متوجه میشی که تو چه چاه عمیقی بودی. وقتی از اون چاه دربیای یهو میبینی که حتی از احساس کردن باد خنک روی پوستت هم میتونی خوشحال بشی و عمیقا به آرامش برسی
چند روز پیش مامانم و داییم داشتن تلفنی صحبت میکردن و هم دیگه رو با الفاظ گلم و عزیزم صدا میزدن^^
حالا منو داداشم هر وقت همو اینطوری صدا زدیم یا داشتیم همو مسخره میکردیم ، یا داشتیم طعنه میزدیم و یا هم داشتیم همو خر میکردیم تا کاری رو که میخوایم انجام بده /:
هدایت شده از موسیقی
محسن توکلیاننماهنگ علی رزاق عالم 320.mp3
زمان:
حجم:
5.4M
یه چیزی توی گلومه.
یه چیز عجیب. یه چیز خیلی عجیب.
راه گلو مو بند آورده. دارم نفس میکشم؛ ولی انگار ریه ندارم. دارم حرف میزنم؛ ولی انگار هیچ صدایی ندارم.
خوابم؟
نه؛ بیدارم.
چشمام و که میبندم ، هیچی نمیبینم. قبلاً اینطور نبود. یعنی تا اونجایی که یادمه ، میدونم که نبود.
خواب نیستم ، ولی بیدار هم نیستم.
اشک هایی که ندارم ، میخوان از چشمام فرار کنن.
با صدای بلند میخندم؛ چون اگه نخندم ، روحم فریاد میزنه. صداش خیلی بلنده. صداش ، خیلی ترسناکه.
داره زجه میزنه. داره ناله میکنه.
میخواد همه صداش و بشنون..
ولی من نمیزارم. نه ، کسی نباید صداش رو بشنوه.
صداش خیلی بلنده ، خیلی ترسناکه.
یه چیزی تو گلومه. دردناکه. درد میکنه.
بغضه؟ نه فکر نمیکنم. میتونم همراه این درد بخندم. با بغض که نمیشه خندید؛ میشه؟
شاید.
حس میکنم یکی داره توی گوشم میگه: زود باش زود باش ادامه بده؛
راستش ، نه؛ دیگه نمیگه. خیلی وقته صداش رو نشنیدم.
اشک هام دارن میریزن.
نه ، فکر نمیکنم اشک باشه؛ آخه رنگش قرمزه. مگه اشک قرمزه؟
شاید.
صداهای عجیبی میشنوم. بهم میگن دیوونه شدم. ولی اشتباه میکنن؛ من از اول هم دیوونه بودم.
شنیدی؟ صدای رعد و میگم. توی آسمون.
توی آسمون؟ مگه سینهٔ من آسمونه؟ شاید.
باید بخندم. روحم دوباره داره فریاد میزنه.
+ آنه
#چرندیات
هدایت شده از خورشیدگردون
من اصلا دوست ندارم توت بخرم، مزه توت خوردن به اون پارچه گرفتن زیر درختشه.