پاییز
ᴄʜᴀɢʀɪɴ ᴅᴇ ʟᴀ ʀᴇɪɴᴇ
وقتی جوری از یه دختر مثل گل مراقبت میکنی که بعد از ده ها سال وقتی نه پول و نه قیافت مونده، میگه دوست دارم تیغ تو چشم من بره تو پای این نره !
پاییز
دلم میخواد جونمو تقدیم چایی کنم
اینجوریه که بخاطر پوستت چای شیرین و قند رو از روزت حذف میکنی ولی زورت به چهار تا چایی تریاکی نفتی رنگی که هرروز میخوری نمیرسه
پاییز
اینجوریه که بخاطر پوستت چای شیرین و قند رو از روزت حذف میکنی ولی زورت به چهار تا چایی تریاکی نفتی رن
یاد اون جمله افتادم که میگفت
زور خودش که بهم نمیرسید
اما زور چشماش چرا :)