پاییز
جدیدا حقیقت بشدت وحشتناک تلخیو شنیدم راجب خودم که خیلی ناراحت شدم میدونستم گه خاصی نیستم ولی نمیدونس
کاش نمیفهمیدم من داشتم از خودم ممنون میشدم
دیگر از من تا بیایی ذرّه ای اصرار نیست
گریه هست اما گلایه بیش ازین درکار نیست
میپذیرم اینکه قلبم لایق مهرت نبود
از تو هم دیگر نیازِ زحمت انکار نیست
شرح حال عاشقی صدباره با صدپاره دل
گر توانش هست دیگر فرصت تکرار نیست
نامه ی خالی ولی خیسم گواه حالم است
اشک میگوید نیازِ رُقعه و طومار نیست
کارتو بامن تمامست این که جای شک نداشت
میخورَد قطعا تبر شاخی که او را بار نیست
پاسبان و مجری و قاضی و حاکم چون یکیست
متهم را حاجت تایید یا اقرار نیست
رو تو با هرکس که خواهی همنفس شو تا«نفس»
نیز راه خویش گیرد، یارِ جبری یار نیست
#فریباقربانکریمی