امشب ای کاش شب آخر عمرم باشد
به درک از همه عالم احدی کم باشد
الاَعوذ از تو به تیغی که رگم را بوسید
دمِ غم گرم ، که آن روی سگم را بوسید
خودکشی وسوسه ام کرده مرا می خواند
بی تو این تیغ ، فقط درد مرا می داند
برو خوش باش ، سحر کن به طراوت شب را
عاقبت می بُرمش این رگ لامذهب را
#مرتضی_شاکری
با ردای دوستی از پشتسر خنجر زدید
زیرِ لبخندی فریبا، زخم بر پیکر زدید
قصدِ ویرانیِ من در سینه پنهان داشتید
تیشهای بیحاصل امّا بر تنِ مرمر زدید
ماندهام چون صخره محکم در هجومِ رنجها
تیرهای طعنه را بر سینهٔ سنگر زدید
خود به مردابِ مکافاتِ خود افتادید و بعد
دستوپایی بیثمر در ورطهٔ محشر زدید
پشتِ نامِ دوستی، ویرانیام را خواستید
تیرِ تهمت را به جانم بر سرِ منبر زدید
شعلهای بودید در انبارِ کینِ خویشتن
عاقبت با دستِ خود، آتش بر این باور زدید
باد بودید و به سدِّ کوهساران باختید
خسته و ناکام، آخر سر به سنگِ در زدید
#آرمان_طاهری
هدایت شده از 𝒜𝑠𝑡𝑟𝑜𝑑𝑖𝑛𝑔 ݁˖ ✮ ⋆
کپریکورن، هرکاری بکنی برمیگرده به خودت، و وقتی برگشت نمیتونی جلوشو بگیری.