4_6021732715236167467.mp3
9.44M
#صنوبر
مدار دیده ی رحمت ازِ این دلِ زارم ،
که اشتیاقِ تو دارم .. تورا گرفتارم ،
هزار باغ و صنوبر معطّراست از تو ،
زِ جام نابِ تو مستم ، قسم که خَمّارم ،
گرچه حَدّم نیست تورا پرستیدن ،
دستگیرت شدم .. ز دست مگذارم ،
به گوش جان شنوم هرچه فرمایی ،
اشارتی زِ تورا ... چو آیه پندارم ،
اقتضا وُ طریق عشق ... اینست ،
همیشه نام تو باشد به سینه تکرارم ،
گمان بَرَم ز خاندان آلِ مجنونم ..
به چشم تو سوگند ز عشق خونبارم ..
حدیث من اینست که مدح خوان توام ،
کین نباشد عدیل ، چنین گرفتارم ،
دل غمین مرا به لطف خود بپذیر ،
منم وُ .. عشق تو .. خدا نگهدارم ،
وَه چه گفتم ... چه مینویسم من ؟
نیست از تو شکایتم ، نیست طومارم ،
پایت اندر ... رکاب چشمم باد ،
#راحمم چه بگویم که بی تو غمخوارم ،
شعر وصدا👇
#راحم_تبریزی
آوای ماندگار°🎼؎
↯
@Avaiemandeghar
4_5974419514417220956.mp3
13.44M
#ساقیا
ساقیا باده ای اور ، به کرامت برِ ما ...
باده ای دِه که دگر، هوش رًوَد از سرِما ،
قَسًمَت میدهم ای ساقی دل ، جامم ده .
واای برمن که بشد ، از برِما دلبرما ،
ساقیا هیچ مگو ، جام تهی گشتُ و تهی ..
نیست معلوم سحر ، خاک شود پیکر ما ،
شرح این قصه مگو ، بر کس وُ بر رهگذری ،
بی رخش خون دلست ، جوهره ی ساغر ما ،
آمدم اشک فشان سینه خراشیده ز غم ..
نیست در عالم ما ، روشنی اختر ما ،
کار این دل دگر از ، شعر و تلاوت بگذشت ...
زهر غم ریخت فلک ، بر غزل و دفتر ما ،
ساقیا باده بیاور برهان ، از خویشم ،
اتش عشق فتادست به خشک و تر ما ،
کام دل تلخ شد از ، هجر و فراق و غم یار ..
سوخت جان و دل ما ، سوخت پَر و شهپر ما ،
ساقیا پیک دگر ریز ز ان جام زرت ..
مگر از جام تو آید ، گُهر و کوثر ما ،
دل وجانم ، همه اعضای تنم منتظرند ..
تا که مستی چه کند بر شرر و اذر ما ،
#راحمم از غم هجران چه توانم گفتن ؟
بنگر ، سوز دل وُ آتش وُ... خاکستر ما ،
#راحم_تبری
آوای ماندگار°🎼؎
↯
@Avaiemandeghar