این قضیه که میگن گریه باعث باطل شدن نماز میشه اصلا تو کَتَم نمیره.
خب من وقتی حالم بده حرف زدن با
آدمهام باعث میشه گریه کنم دیگه
چه برسه به حرف زدن با خدا .
آوان'
ولی پول ِ خواجه کجا بود آخه . مگه میشد صد سکه با پول کارگری جور کرد؟
خب اونجایی بودیم که[ شاخنبات ] کسی
که دلِ خواجه رو دزدیده بود برای
ازدواج شرط گذاشته بود ..
و حافظ هم غیر ممکن بود که بتونه
شرطِ شاخ نباتُ به جا بیاره .
شاید بگید خب چی کار کرد ؟
باید بگم که خواجه ارتباطش با خدا خیلی قوی بود.
از همون بچگی وقتی بیکار میشد میرفت
پشت پنجرهیِ مسجد به صدای قران گوش
میداد.
رفت مسجد و با خدا عهد کرد که
برای اینکه بتونه صد سکه رو جور کنه ۴۰
شب بره مسجد و تا صبح فقط با خدا
راز و نیاز کنه و عبادتُ این حرفا.
حالا دیگه صبحا بکوب کار میکرد و شب
که میشد میرفت مسجد و تاصبح
با خدا راز و نیاز میکرد .
خواجه که در پوستِ خود نمیگنجید ،
رفت در خونه شاخنبات و گفت که
صد سکه رو جور کرده و امشب قراره
بره واسه خواستگاری.