eitaa logo
آوان'
130 دنبال‌کننده
95 عکس
12 ویدیو
0 فایل
اگر روزی یقین‌ کردی جهان جایِ کمی دارد چو من سر در گریبان کن، گریبان عالمی دارد . ‌_ آوان ؟ طنینِ آغاز ، آغازِ گشت‌و‌گذار لابه‌لای‌ِ خاطراتی‌ عجین با دلواپسی‌ . -
مشاهده در ایتا
دانلود
خواجه‌هم لباس دامادی تن کرد و با ذوق تموم رفت خونه‌ شاخ‌ نبات .
خلاصه‌ که حرفارو زدن ... وسط شام بودن که یهووووو...
خواجه‌ یادش میوفته که ای‌ داد بیداد به خدا قول داده بود که چهل شبُ تو مسجد صبح کنه و امروز روز چهلمِ ‌.
پس اومد و قضیه رو برای شاخ‌‌نبات‌‌ تعریف کرد و گفت که باید امشبم‌ بره مسجد .
ولی شاخ‌نبات‌ قبول نکرد و گفت که اگه امشب بره مسجد دیگه راضی به ازدواج باهاش نیست .
حالا من بودم خودمم باهاش میرفتم شبو تا صبح مسجد که هیچ تا آخرعمر هم بابت اینکه‌ بخاطر من نذر کرده ذوق میکردم🤣
حالا خواجه باید بین ِ [وافایِ به عهدی که با خدا بسته بود ] و [کسی که عاشقش بود ، شاخ نبات] یکیو انتخاب میکرد .
خواجه با ناراحتی‌ِ تمام از خونه‌یِ شاخ نبات‌ بیرون رفت . و ازدواج به هم‌ خورد (=
رفت و اون شبو تا صبح تو مسجد گریه کرد و با خدا صحبت کرد ..
آیداخلیلی/آوان.652_44737742835843.mp3
زمان: حجم: 3.5M
برایِ آروم‌ شدنِ طوفانِ دل.
شامپوم‌‌ موهامو‌ خیلی وِز میکنه و وقتی موهامو‌ شونه میکنم شبیه قارچ میشم
آوان'
رفت و اون شبو تا صبح تو مسجد گریه کرد و با خدا صحبت کرد ..
خب بسم‌الله اونجایی بودیم که ازدواجِ [شاخ‌‌نبات] و [خواجه] به هم خورد و نخود نخود هر که رَوَد خانه‌یِ خود . حافظ شب تا صبح توی مسجد گریه کرد و با خدا صحبت کرد ..