eitaa logo
آوان'
190 دنبال‌کننده
313 عکس
60 ویدیو
5 فایل
اگر روزی یقین‌ کردی جهان جایِ کمی دارد چو من سر در گریبان کن، گریبان عالمی دارد . ‌_ آوان ؟ طنینِ آغاز ، آغازِ گشت‌و‌گذار لابه‌لای‌ِ خاطراتی‌ عجین با دلواپسی‌ . -
مشاهده در ایتا
دانلود
خلاصه‌ که حرفارو زدن ... وسط شام بودن که یهووووو...
خواجه‌ یادش میوفته که ای‌ داد بیداد به خدا قول داده بود که چهل شبُ تو مسجد صبح کنه و امروز روز چهلمِ ‌.
پس اومد و قضیه رو برای شاخ‌‌نبات‌‌ تعریف کرد و گفت که باید امشبم‌ بره مسجد .
ولی شاخ‌نبات‌ قبول نکرد و گفت که اگه امشب بره مسجد دیگه راضی به ازدواج باهاش نیست .
حالا من بودم خودمم باهاش میرفتم شبو تا صبح مسجد که هیچ تا آخرعمر هم بابت اینکه‌ بخاطر من نذر کرده ذوق میکردم🤣
حالا خواجه باید بین ِ [وافایِ به عهدی که با خدا بسته بود ] و [کسی که عاشقش بود ، شاخ نبات] یکیو انتخاب میکرد .
خواجه با ناراحتی‌ِ تمام از خونه‌یِ شاخ نبات‌ بیرون رفت . و ازدواج به هم‌ خورد (=
رفت و اون شبو تا صبح تو مسجد گریه کرد و با خدا صحبت کرد ..
آیداخلیلی/آوان.652_44737742835843.mp3
زمان: حجم: 3.5M
برایِ آروم‌ شدنِ طوفانِ دل.
آوان'
رفت و اون شبو تا صبح تو مسجد گریه کرد و با خدا صحبت کرد ..
خب بسم‌الله اونجایی بودیم که ازدواجِ [شاخ‌‌نبات] و [خواجه] به هم خورد و نخود نخود هر که رَوَد خانه‌یِ خود . حافظ شب تا صبح توی مسجد گریه کرد و با خدا صحبت کرد ..
صبح که شد خواست از مسجد بیرون بره که چند نفر جلوشو‌ میگیرن ..
یه جامی که به ظاهر شراب توش‌ بود ُ به سمت حافظ میگیرن‌ و ازش میخوان که جامُ سَر بِکِشه ‌.