حافظ پسرشو وقتی که با هم رفته بودن
هند از دست داد .
همسرش رو هم زود از دست داد ولی
با این حال که تنها شده بود بعد از
شاخ نبات هیچ ازدواج دیگهای نکرد .
گاهی وقتا واقعا از دست خودم خسته میشم.
رفتم آبرسان بگیرم مرده گفت از اون نداریم ولی یه چیز بهتر داریم و یه کرمی
بهم داد .
چند روز پیش رفته بودم برای بچهها
خوراکی بگیرم .
فروشنده گفت همه رو خودت میخوای
بخوری ؟ گفتم نه یکیش برای منه بقیهش
برای خانومبچههاست .
فروشنده اینطوری بود که 😀😀.
فکر کنم راجبم فکر بد کرد.