اونجایی که سر تختت دراز کشیدی، به سقف خیره شدی، گریه نمیکنی ولی قلبت از شدت غم تیر میکشه، به گذشته فکر میکنی و با خودت میگی چیشد که اینطوری شد و همه چیز انقدر زود تغییر کرد؟ اونجا ته بی حسی تو اوج افسردگیه.
هروقت یکی ازم میپرسه خوبی ؟!
نمیتونم ریسک کنم و بگم نه نیستم، چون حتما اون میپرسه چرا
و من واقعا تعریفی واسه حالِ بدم ندارم.
حتی خودم نمیدونم چمه، نمیدونم چرا بدم، فقط میدونم خوب نیستم.
گفت: زمان التیام میبخشد
بله عزیزِ من، اما آدم هیچوقت طعمِ برخی اشکها را فراموش نمیکند.
نزدیک شدن به آدما اونقدرام چیز جالبی نیست. پشیمونیِ بعد از درمیون گذاشتن احساساتت با اونا بدترین بخش از ارتباط با آدماست. خنجری که ناخواسته به سمت خودت هدف میگیری ، اعتمادی که از روی حماقت بنا میشه و آدمهایی که بیشتر از قبل بهت ثابت میکنن که درموردشون اشتباه میکردی. پس دور موندن همیشه بهتر از فریب خوردنه.
هیچکی الکی الکی نمیره تو لاکِ خودش؛ یکی ناامیدش کرده، یکی مهربونیاشو نادیده گرفته، یکی دلشو شکسته، یکی آرزوهاشو آتیش زده و بدترینش اینه که همهی این کارا رو کسی کرده که با تمام وجود بهش اعتماد داشته .
جدیدوند،یبرنژاد/اییارَم1405.04.29-21.mp3
زمان:
حجم:
6.8M
ترکیبهجدیدوندویبر🛐
ـ┇هنوزم به تو مجنونم جونم 0:39
ـ┇هنوز بهت گرفتارم یارم 01:51